لخته لخته لخته خون میچکه از جون و تنم ✓ ✓
✓ ✓ شعله شعله شعله ور شد همه جای بدنم ✓ ✓
بس که پامال ستم شد دل وامانده ی من ✓ ✓
✓ ✓ مثل بازوی تک خورده کبوده کفنم ✓ ✓
آخ چرا دل به جگر گوشه ی مردم بستم ✓ ✓
✓ ✓ آخ چرا دل به جگر گوشه ی مردم دادم ✓ ✓
یاد چشم تو میافتم جگرم می سوزه ✓ ✓
✓ ✓ یاد چشم تو میافتم نفسم می گیره ✓ ✓
نفس من که هلاک نفساتن ✓ ✓
✓ ✓ نفسه مرغای کنج قفسم می گیره ✓ ✓
آخ چرا دل به جگر گوشه ی مردم بستم ✓ ✓
✓ ✓ آخ چرا دل به جگر گوشه ی مردم دادم ✓ ✓
یاد چشم تو میافتم جگرم می سوزه ✓ ✓
✓ ✓ یاد چشم تو میافتم نفسم می گیره ✓ ✓
دیگه هر تنگ غروب این دل مجنون تنهاست ✓ ✓
✓ ✓ میگه اون غمزه و اون عشوه و اون خنده کجاست ✓ ✓
تو که رفتی پی کارت دل بی صاحب مردم ✓ ✓
✓ ✓ مثل برگای خزون همسفر باد هواس ✓ ✓
مثل خورشید غروبم خفه ام دلگیرم ✓ ✓
✓ ✓ از خودم از همه از عشق از انسان سیرم ✓ ✓
ولی با این همه یا یاد تو و خنده تو ✓ ✓
✓ ✓ نفس آخرمو میکشم و میمیرم ✓ ✓
آخ چرا دل به جگر گوشه ی مردم بستم ✓ ✓
✓ ✓ آخ چرا دل به جگر گوشه ی مردم دادم ✓ ✓
یاد چشم تو میافتم جگرم می سوزه ✓ ✓
✓ ✓ یاد چشم تو میافتم نفسم می گیره ✓ ✓
:: بازدید از این مطلب : 247
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1